چال کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- گودال درست کردن.<BR>۲- زیر خاک کردن، دفن کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدفن کردن، مدفون کردن ≠ نبش کردنزیر خاک پنهان کردنکندن، حفر کردن ≠ پر کردنواژه قبلی: چالواژه بعدی: چالانچی