واژه جو

چابک رکاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چابک رکاب . [ ب ُ رِ ] (ص مرکب ) سوار نیک و فارس : ز جنگی سواران چابک رکاب به نهصد هزار آمد اندر حساب . نظامی (شرفنامه ). سوار هنرمند چابک رکاب که بر آتش انگشت زد بی حساب . نظامی (از شرفنامه ).

معنی چابک رکاب | واژه جو