واژه جو

چابک روی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چابک روی . [ ب ُ رَ ] (حامص مرکب )چابک رفتاری . تندروی . چالاکی در راه رفتن : به چابک روی پیکرش دیوزاد به گردندگی کنیتش دیو باد. نظامی (شرفنامه ). که چون خسرو از تخت کیخسروی سوی لشکر آمد به چابک روی . نظامی (شرفنامه ).

معنی چابک روی | واژه جو