پندو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پندو. [ پ ِ ] (اِ) در فرهنگ شعوری (ج ١ ص ٢٦١) بمعنی آواز آب و کنه آمده است . لکن بفرهنگ شعوری اعتماد نمیتوان کرد.
پندو. [ پ َ ] (اِ) جرجیر. ککژ. ککج . ایهقان . انداو. تره تیزک . کیکیز. کیکش . شاهی . تندک . تره تندک . حرف . خردل فارسی .