واژه جو

وکاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وکاب . [ وَک ْ کا ] (ع ص ) اندوهناک . (منتهی الارب ). اندوهمند. (آنندراج ). کثیرالحزن . (اقرب الموارد). ◄ (اِخ )نام شاعری است هذلی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی وکاب | واژه جو