واژه جو

ول کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ول کردن . [ وِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول، ول دادن . سر دادن . رها کردن . آزاد کردن . ◄ از دست نهادن . ◄ ترک گفتن . ادامه ندادن . - ولش کردن ؛ در تداول، ول کردن . رها کردن . آزاد گذاردن .

معنی ول کردن | واژه جو