واقعیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قِ یَّ) (مص جع.) حقیقت، حقیقت داشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قِ یَّ) (مص جع.) حقیقت، حقیقت داشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واقعیت . [ ق ِ عی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص، اِ) حقیقت . ◄ وجود. هستی . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
حقیقت داشتن، موجودیت، کیان، هستی وجود واقعی، مادیت آن بودن، خاص بودن، ویژگی پوزیتیویته واقع، فاکت، حقیقت اتفاق افتادن، واقع شدن، وقوع، استقرار فضای معین، منطقه
واژگان فارسی سره واژهدان
راستینه، راستینگی