وادار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص.) ناگزیر به انجام کاری یا پذیرش چیزی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطالزام، مجبور، ملزمتحریص، تحریک، تشویقواژه قبلی: وادادنواژه بعدی: وادار کردن