وادار کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ دَ) (مص م.)<BR>۱- تحریک کردن، برانگیختن.<BR>۲- مجبور کردن.<br>واژه قبلی: وادارواژه بعدی: وادارنک