هوید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ وِ یا هُ وَ) (اِ.)<BR>۱- نمدی که گرداگرد کوهان شتر میگذارند.<BR>۲- پالان، زین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ وِ یا هُ وَ) (اِ.) ۱- نمدی که گرداگرد کوهان شتر میگذارند. ۲- پالان، زین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوید. [ هََ ] (اِ) گلیمی که گرداگرد کوهان شتر کشند. (انجمن آرا) (آنندراج از سروری از سامی ) : ورا جای بر زنده پیلی سپید مهان، بر هیونان عودی هوید. اسدی (گرشاسب نامه ). تو هنوز از روی رعنایی ز بهرلاشه ای گاه دربند هویدی گاه دربند مهار. سنایی (از آنندراج ).
هوید. [ هَُ وَ /وِ ] (اِ) جهاز شتر و آن بمنزله ٔ پالان او است و بعضی گویند این به فتح اول و کسر ثانی است و آن گلیمی است پشم آگنده که آن را بر دور کوهان شتر درآورند. (برهان ). جهاز شتر. (آنندراج ) (انجمن آرا) : گاه گویند فلان اشتر گم کرده هوید گاه گویند فلان ترک بیفکنده کلاه . فرخی . برآوردم زمامش تا بناگوش فروهشتم هویدش تا به کاهل . منوچهری (از آنندراج ). به حلم و زیرکی و حکمت شتربانان به شال و تنگ و پلاس و هوید و پوش و نوار. سوزنی (از آنندراج ). رجوع به هَوید شود.