واژه جو

هم آشیانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هم آشیانی . [ هََ ] (حامص مرکب ) هم آشیان بودن : هر مرغی را که چینه ٔ تربیت او دهد با سیمرغ هم عنانی و با طاووس هم آشیانی نماید. (سندبادنامه ).

معنی هم آشیانی | واژه جو