هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۹۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح هزار بار فزون خواندهام دعای قدح منم، که وقف خرابات کردهام سر و زر زر از برای شراب و سر از برای قدح بزیر خون من و خون بها شراب بیار بگیر جوهر جانم، بده بهای قدح رسید موسم گشت چمن، بیا ساقی که تازه شد هوس باده و هوای قدح بیاد لعل تو تا کی لب قدح بوسم؟ خوش آنکه بوسه بر آن لب زنم بجای قدح هلالی، از قدح میچه جای پرهیزست؟ بیا، که پیر مغان میزند صلای قدح