هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۳۷۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کشیدهای میو بالای منظر آمدهای تو آفتابی و امروز خوش بر آمدهای چو گل، بروی عرق کرده، میرسی از راه بیا، بیا، که عجب تازه وتر آمدهای! بیا، که خیزم و از شوق در برت گیرم که نخل باغ جهانی و در بر آمدهای سرآمدند بخوبی همه بتان، لیکن تو نور چشمی و از جمله بر سر آمدهای چه لطف آمدن و رفتنت خوشست! ای یار که رفتهای و زهر بار خوشتر آمدهای بخنده شکرین و عبارت شیرین هزار بار به از شیر و شکر آمدهای ز پرتو تو هلالی کنون رسد بکمال که آفتابی و خوش در برابر آمدهای