هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۳۵۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته هر کس بقدر همت خود خانه ساخته بازم فسون چشم تو افسانه ساخته عقل از سرم ربوده و دیوانه ساخته یارب، چرا شدست رقیب آشنای تو؟ وز من ترا ز بهر چه بیگانه ساخته؟ از ما شنو حکایت ما، پیش ازان که خلق گویند با تو: یک بیک افسانه ساخته پیمانهای بیار و بما ده، که بعد ازین دوران ز خاک ما و تو پیمانه ساخته خرسند شد هلالی مسکین بخال او که مزرع جهان بهمین دانه ساخته