واژه جو

هفت هشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت هشت . [ هََ هََ ] (اِ مرکب ) کنایه از گفتار خصومت آمیز. (غیاث ). رجوع به هفت وهشت شود. ◄ (عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) عدد تقریبی است : گفتم ز هفت دایره این هفت هشت میل گفتا ز هفت سایره این هفت هشت اثر؟ ناصرخسرو.

معنی هفت هشت | واژه جو