واژه جو

هفت هزاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت هزاری . [ هََ هََ / هَِ ] (اِ مرکب ) منصبی است معروف . (آنندراج ). در تذکره ٔ صبح گلشن هفت هزاری و پنج هزاری (ص ٦١١ سطر ٧ به بعد)، به عنوان منصب آمده است ولی توضیحی درباره ٔ این منصب نیست و از فحوای عبارت برمی آید که منصب نظامی و ظاهراً فرماندهی هفت هزار سپاهی بوده است .

معنی هفت هزاری | واژه جو