واژه جو

هفت نه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت نه . [ هََ ن ُه ْ ] (اِ مرکب ) آرایش و زیور و اسباب عروسی، و «نه ده » نیز گویند. (غیاث ). ◄ میتواند که مراد از تارهای ساز باشد، چه بر رباب و مثل آن نه و هفت تار می بندند. (غیاث از شرح قران السعدین ).

معنی هفت نه | واژه جو