واژه جو

هفت نقطه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت نقطه . [ هََ ن ُ طَ / طِ ] (اِ مرکب ) هفت کوکب است که سبعه ٔ سیاره باشد. (برهان ) : همواره بر آن خطّ هفت نقطه گردان و پس یکدگر دوان است . ناصرخسرو. ◄ زیور و آرایش را نیز گویند. (برهان ).

معنی هفت نقطه | واژه جو