واژه جو

هفت سر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت سر. [ هََ س َ ] (ص مرکب ) موجودی که دارای هفت سر باشد. به کنایت، غیرعادی و ترسناک . - اژدهای هفت سر ؛ کنایه از فلک است : این هفت سر اژدهای خونخوار در گرد تو حلقه است چون مار. نظامی . فلکی کو به گرد ما کمر است چه عجب کاژدهای هفت سر است . نظامی .

معنی هفت سر | واژه جو