نیما یوشیج | مجموعه اشعار | بهار
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بچهها بهار گلها وا شدند، برفها پا شدند، از رو سبزهها از رو کوهسار بچهها بهار! داره رو درخت میخونه بهگوش: «پوستین را بکن قبا را بپوش.» بیدار شو بیدار بچهها بهار! دارند میروند دارند میپرند زنبور از لونه بابا از خونه همه پی کار بچهها بهار!