واژه جو

نیل داغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نیل داغ . (اِ مرکب ) سیاهی داغ . (آنندراج ). سیاهی جای داغ کرده . (ناظم الاطباء) : دردمند آن به که سوزد داغ را بالای داغ بی زمین نیل داغم لاله کاری مشکل است . سراج (از آنندراج ).

معنی نیل داغ | واژه جو