واژه جو

نیرویی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نیرویی . (حامص ) قدرت . نیرومندی . (فرهنگ فارسی معین ) : مثال کمیت، شمار و درازنا و پهنا... بخردی و دانش و نیرویی . (ازدانشنامه ٔ علائی، الهیات ص ٢٩) (فرهنگ فارسی معین ).

معنی نیرویی | واژه جو