واژه جو

نیرویش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نیرویش . [ یِش ْ ] (اِ) فرض و تقدیر. به جائی مستعمل می شود که عربان بالفرض و التقدیر گویند. (انجمن آرا). از برساخته های دساتیر است . رجوع به نیرو به معنی تقدیر شود.

معنی نیرویش | واژه جو