واژه جو

نمودج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نمودج . [ ن َ دَ ] (اِ) نمودش . نمونه . نقشه . کارنامه . دستورالعمل . (ناظم الاطباء).

معنی نمودج | واژه جو