واژه جو

نموداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نموداری . [ ن ُ / ن ِ ] (حامص ) آشکاری . هویدائی . ظهور. بروز. آشکار شدن یا بودن . ◄ اشتهار. (از ناظم الاطباء). ◄ (ص نسبی ) نمونه ای .برسبیل شاهد و مثال : و امثله نموداری و رموز و اشارات او پسندیده داشت . (سندبادنامه ص ٢٧٩).

معنی نموداری | واژه جو