واژه جو

نقش پذیرنده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نقش پذیرنده . [ ن َ پ َ رَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) نقش پذیر : نبینی که موم نقش پذیرنده تر از سنگ است . (منتخب قابوسنامه ص ٨).

معنی نقش پذیرنده | واژه جو