واژه جو

نقش پذیرفتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نقش پذیرفتن . [ ن َ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) قبول نقش کردن . صورت و نقش چیزی را منعکس کردن . متأثر شدن : ز فخر نامش نقش نگین پذیرد آب گر آزمایش را برنهد بر آب نگین . فرخی .

معنی نقش پذیرفتن | واژه جو