واژه جو

نقش طراز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نقش طراز. [ ن َ طِ / طَ ] (نف مرکب ) نقش گر. نقاش . مصور. (از آنندراج ) : دهر ز چرخ اطلسش کرده ردای کبریا نقش طراز آن ردا عین بقای ایزدی . خاقانی . چون وچرا نقش طراز تن است آینه ٔ صورت از او روشن است . امیرخسرو (از آنندراج ).

معنی نقش طراز | واژه جو