واژه جو

نقش بر آب شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. ~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) بی اثر شدن، بیهوده شدن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. ~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) بی اثر شدن، بیهوده شدن.

معنی نقش بر آب شدن | واژه جو