واژه جو

نسامة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نسامة. [ ن َ م َ ] (ع مص ) زهیدن آب از زمین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). گویند: نسمت الارض نسامةً؛ زهید آب آن زمین . (ناظم الاطباء). ◄ به سپل زدن شتر زمین را. ◄ متغیر گردیدن چیزی . (از منتهی الارب ).

معنی نسامة | واژه جو