نجمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ مِ) [ ع. نجمة ] (اِ.)<BR>۱- ستاره، اختر.<BR>۲- نام گیاهی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ مِ) [ ع. نجمه ] (اِ.) ۱- ستاره، اختر. ۲- نام گیاهی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نجمة. [ ن َ ج َ م َ ] (ع اِ) قسمی گیاه است . (از المنجد). نَجْمة. ◄ درختی است که گسترده بر سطح زمین میروید، و ابوحنیفه گوید ثَیِّل و نجمة و عِکْرِش یکی هستند. (اقرب الموارد) (از المنجد). رجوع به نجم شود.
نجمة. [ ن َ م َ ] (ع اِ) نجم، و هی اخص منه . (المنجد). کوکب . ستاره . رجوع به نجم شود. - النجمتان المزدوجتان ؛ آن دو کوکبی که گرد مرکز ثقل مشترکی می گردند. (المنجد). ◄ نوعی گیاه است . (المنجد) (منتهی الارب ). نَجَمة. (منتهی الارب ). بار درخت گز که گزمازج و نجم نیز گویند. (ناظم الاطباء). ◄ کلمه . (المنجد). ◄ ذوالنجمة؛ لقب حمار.(تاج العروس ). لقب حمار است به خاطر میل او به گیاه نجمة. (از المنجد).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه