واژه جو

میخ ساختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میخ ساختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) درست کردن میخ ووتد. میخ درست کردن . ◄ سکه کردن . (از یادداشت مؤلف ). ◄ نقش و باسمه و قالب سکه ساختن برای سکه کردن با نام و نشان کسی : درم را همی میخ سازد به نیز سبک داشتن بیشتر زین چه چیز. فردوسی .

معنی میخ ساختن | واژه جو