واژه جو

میان روزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میان روزی . (ص نسبی ) نیمروزی . وسط روزی . (از یادداشت لغت نامه ). - خواب میان روزی ؛ خوابی که در وسط روز باشد. خوابیدن در بین روز.

معنی میان روزی | واژه جو