واژه جو
معنی مولوی | مثنوی معنوی | دفتر سوم | بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت | واژه جو