مولوی | مثنوی معنوی | دفتر سوم | بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشنده گاو
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفت داود این سخنها را بشو حجت شرعی درین دعوی بگو تو روا داری که من بیحجتی بنهم اندر شهر باطل سنتی این کی بخشیدت خریدی وارثی ریع را چون میستانی حارثی کسب را همچون زراعت دان عمو تا نکاری دخل نبود آن تو آنچ کاری بدروی آن آن تست ورنه این بیداد بر تو شد درست رو بده مال مسلمان کژ مگو رو بجو وام و بده باطل مجو گفتای شه تو همین میگوییم که همیگویند اصحاب ستم