واژه جو

مهزاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهزاد. [ م ِ ] (ن مف مرکب ) مهزاده . شاهزاده . زاده ٔ مه . مهترزاده . بزرگ زاده : گل را نتوان بباد دادن مهزاد به دیوزاد دادن . نظامی . و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی مهزاد | واژه جو