واژه جو

منازیح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منازیح . [ م َ ] (ع ص ) قوم منازیح ؛ گروه دوررفته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). قوم دورافتاده از وطنهای خود. و در لسان گوید، این کلمه جمع منزاح است به معنی آنکه از راه دور به سوی آب آید. (از اقرب الموارد).

معنی منازیح | واژه جو