واژه جو

منازی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

منازی . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به منازگرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به منازگرد و مدخل بعد شود.

منازی . [ م َ ] (اِخ ) احمدبن یوسف سلیکی . رجوع به ابونصر منازی و اعلام زرکلی ج ٣ ص ١٠٦٤ شود.

معنی منازی | واژه جو