واژه جو

ممروس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممروس . [ م َ ] (ع ص ) آغشته . ◄ خرمای در آب سوده شده . (ناظم الاطباء). خرمای تر نهاده در آب و سوده و مالیده . (آنندراج ). خرمای تر نهاده شده در آب یا شیر.(از اقرب الموارد). خرمای در آب یا شیر خیسانیده .

معنی ممروس | واژه جو