واژه جو

ممرور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممرور. [ م َ ] (ع ص ) آنکه زردی و صفرابر وی غالب باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آنکه بر او صفرا غلبه کرده باشد. آنکه مِرّة (زهره و صفرا) بر وی چیره گردد. (از اقرب الموارد).

معنی ممرور | واژه جو