ملاقاتکردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
دیدار کردن، یکدیگر را دیدن، زیارت کردن، دیدن کردن روبرو شدن
فرهنگ طیفی واژهدان
پیوستن، بههم رسیدن، بهیکدیگر رسیدن، تماس گرفتن، اجتماعی بودن، مجددا همدیگر را دیدن پذیرفتن، استقبال کردن، مهماننواز بودن، پذیرا شدن تلاقی کردن، برخورد کردن گرد هم آمدن، جمع شدن جلسه (کنفرانس) داشتن
واژگان فارسی سره واژهدان
دیده بوسی کردن، دیدار کردن