معقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ عَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) آن که جانشین و اولاد داشته باشد. مق بلاعقب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ عَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که از پس آید، پس آینده. ۲- درنگ کننده.
(مُ عَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) آن که جانشین و اولاد داشته باشد. مق بلاعقب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معقب . [ م ِ ق َ ] (ع اِ) معجر زنان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). چادر زنان . (ناظم الاطباء). ◄ گوشواره . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شتربان ماهر در شتربانی . ◄ آنکه خلیفه کرده باشند او را بعد امام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کسی که تربیت می شود و مهیا می گردد تا پس از امام خلیفه و وزیر باشد. (ناظم الاطباء). کسی که برای بعد از امام به جانشینی تربیت می گردد. (از اقرب الموارد).
معقب . [ م ُ ع َق ْ ق ِ ] (ع ص ) پس آینده از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ در پس افکننده . (غیاث ). ◄ کسی که به غزا رود و در همان سال آن را تکرار کند. (از اقرب الموارد). ◄ راد [ دد ] . (زمخشری، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ردکننده . برگرداننده : اﷲ لامعقب لحکمه ؛ حکم خدای را هیچ بازگرداننده و هیچ نقض کننده ای نیست . (اقرب الموارد). ◄ آنکه درنگی می کند و عقب می اندازد و دیری می کند. (ناظم الاطباء).
معقب . [ م ُ ع َق ْ ق َ ] (ع ص ) هرکه از میخانه برآید سپس درآمدن آن که از وی بزرگ باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). کسی که از میخانه بیرون آید هنگامی که بزرگتر از وی بدانجا وارد شود. (از اقرب الموارد). ◄ در عقب افتاده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).