معزالدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معزالدین . [ م ُ ع ِزْ زُدْدی ] (اِخ ) محمود، دومین از اتابکان الجزیره (جلوس به سال ٦٠٥ هَ . ق .). (از طبقات سلاطین اسلام ص ١٤٥).
معزالدین .[ م ُ ع ِزْ زُدْ دی ] (اِخ ) حسین بن ملک غیاث الدین هفتمین از ملوک آل کرت . وی به سال ٧٣٢ هَ . ق . پس از برادر خود ملک حافظ در هرات به امارت نشست و چون سلطان ابوسعید بهادرخان درگذشت ملک معزالدین بالاستقلال قدرتی یافت و خطبه به نام خویش خواند. و به سال ٧٤٢ با وجیه الدین مسعود سربداری به جنگ پرداخت و بر او غلبه یافت . ملک معزالدین ٣٩ سال سلطنت کرد و به سال ٧٧١ درگذشت . و رجوع به آل کرت و حسین کرت در همین لغت نامه و حبیب السیر چ خیام ص ٣٨٠ و قاموس الاعلام ترکی شود.
معزالدین . [ م ُع ِزْ زُدْ دی ] (اِخ ) رجوع به مبارکشاه ثانی شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه