معزالدوله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معزالدوله . [ م ُ ع ِزْ زُدْ دَ / دُو ل َ / ل ِ ] (اِخ ) مرداسی، ابوعلوان، ثمال بن صالح بن مرادس کلابی (متوفی به سال ٤٥٤ هَ . ق .) از ملوک دولت مرداسیه ٔ حلب است . (از اعلام زرکلی ج ١ ص ١٧٢).سومین از آل مرداس به حلب، او به زمان برادر خویش حکومت رحبه داشت و پس از برادر در ٤٢٩ به جای او نشست و حلب را از فاطمیان بازستد و بار دیگر در ٤٤٩ حلب را از او مسترد داشتند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).و رجوع به اعلام زرکلی و عیون الانباء ج ٢ ص ٢٤١ شود.
معزالدوله . [ م ُ ع ِزْ زُدْ دَ / دُو ل َ / ل ِ ] (اِخ ) احمدبن بویه، مکنی به ابوالحسین برادر کوچکتر عمادالدوله و رکن الدوله ٔ دیلمی . وی به سال ٣٢٤ هَ . ق . کرمان را فتح کرد و در ٣٣٤ بدون جنگ بر بغداد دست یافت و المستکفی خلیفه ٔ عباسی وی را لقب معزالدوله داد اما پس از مدت بسیار کوتاهی مستکفی از خلافت عزل شد و المطیع ﷲ به خلافت انتخاب گردید. مطیع ﷲ بکلی تحت اراده و فرمان معزالدوله بود چنانکه امیر دیلمی به او اجازه نداد حتی برای خود وزیر انتخاب کند. معزالدوله از سال ٣٣٤ که بر بغداد استیلا یافت تا ٣٥٦ یعنی سال وفاتش کاملاً بر بغداد و عراق مسلط بود و در این مدت چندین بار به اطراف عراق از حدود آذربایجان تا سواحل خلیج فارس و عمان لشکرکشی کرد و در غالب این لشکرکشیها فاتح بود. وزیر او حسن بن محمد مهلبی بوده است . و رجوع به احمدبن بویه در این لغت نامه و تاریخ مفصل ایران تألیف عباس اقبال صص ١٥٦-١٦١ و تاریخ دیالمه و غزنویان تألیف عباس پرویز صص ٦٧-٧٧ و تاریخ گزیده و مجمل التواریخ و القصص و تاریخ الخلفاء ص ٣٦٣ و ٣٦٤ و کامل ابن اثیر ج ٦ و تاریخ اسلام تألیف دکتر فیاض چ ٢ صص ٢٣٣-٢٣٧ شود.
معزالدوله . [ م ُ ع ِزْ زُدْ دَ / دُو ل َ / ل ِ ] (اِخ ) لقب خسرو شاه غزنوی است . رجوع به خسرو شاه شود.