مشاکلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشاکلة. [ م ُ ک َ ل َ ] (ع مص ) با همدیگر موافقت کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سزیدن .برازیدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ولکنما نهدی الی من نجله و ان لم یکن فی وسعنا مایشاکله . احمدبن یوسف متولی دیوان رسائل مأمون خلیفه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ با چیزی مانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). مانا و مشابه شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): فی فلان مشاکلة من ابیه ؛ای شبه . (از اقرب الموارد). ◄ (اصطلاح کلام و حکمت ) نزد متکلمین و حکما، اتحاد در شکل و مرادف تشاکل است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ج ١ ص ٧٨٥). و رجوع به همین کتاب و مشاکلت شود.