واژه جو

مسقار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسقار. [ ] (اِ) به لغت عامه ٔ اندلس زراوند طویل است . (فهرست مخزن الادویه ).

مسقار. [ م ِ ] (ع ص ) نخلة مسقار؛ خرمابن که دوشاب راند. (منتهی الارب ). نخل که شیره ٔ آن جاری باشد. (از اقرب الموارد).

معنی مسقار | واژه جو