واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۱۷ - ثناخوانی در کوهسار

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در کوه پیش کبکان خواندم ثنای تو کبکان شدند بسته به دام بلای تو بر چشم سرمه کرده دویدند تا همه روشن کنند دیده به عز لقای تو

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۱۷ - ثناخوانی در کوهسار | واژه جو