واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | قطعات (گزیده ناقص) | شماره ۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ناگه خروس روزی در باغ جست در زیر شاخ گل شد و ساکن نشست آن برگ گل که دارد بر سر بکند اندر دو ساق پایش دو خار جست آن از پی جمالی بر سر بداشت و آن از پی سلاحی برپای بست

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | قطعات (گزیده ناقص) | شماره ۲ | واژه جو