مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | قطعات (گزیده ناقص) | شماره ۱۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای دلارای روزن زندان دیدگان را نعیم جاویدی بیمحاق و کسوف بادی از آنک شب مرا ماه و روز خورشیدی همه سعدم تویی از آن که مرا فلک مشتری و ناهیدی ور همی دیو بینم از تو رواست که گذرگاه تخت جمشیدی به امید تو زندهام گرنه مر مرا کشته بود نومیدی