واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۶۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای بازوی دولت آستینت ظفرست در دست ز فتح روز کینت سپرست چرخست زمین که بر زمینت گذرست دلشاد نشین که همنشینت ظفرست

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۶۵ | واژه جو